چاپ        ارسال به دوست

ده مهارت حرفه‌ای که بیشتر از مدرک به کارتان می‌آید.

 

ده مهارت حرفه‌ای که بیشتر از مدرک به کارتان می‌آید

 

پیدا کردن شغل ایدهآل کار آسانی نیست. شغلی که درآمدش خوب باشد، به رویاها و اهداف ما همخوانی داشته باشد، محیط کار انعطافپذیر و پویا باشد و

بتوانیم برای مدتی طولانی (پنج تا ده سال) در همانجا بمانیم. حالا تصور کنید بعد از هفتهها شرکت در مصاحبه کاری، بالاخره موفق میشوید شغل دلخواه

خود را پیدا کنید. تا اینجا ۵۰% درصد ماجرا حل شده اما کار تمام نشده است. حالا باید آنها از ما خوششان بیاید. در این مرحله شاید مدرک تحصیلی،

دورههای آموزشی و سوابق اجرایی به کمک ما بیاید. اما چند مهارت حرفهای میتواند بیشتر از نام رشته و دانشگاه نظر کارفرما را جلب کند.

البته تمام کارفرماها مثل هم نیستند و ممکن است از کسی به یک دلیل خاص خوششان بیاید و او را استخدام کنند. بااینحال تقویت این مهارتها در بالا بردن

شانس موفقیت در مصاحبه کاری بیتاثیر نخواهد بود.

شماره ۱- مهارت سخن گفتن

وقتی وارد اتاق مصاحبه میشوید، باید صحبت کنید. باید بتوانید در مدتزمان کوتاهی که در اختیار دارید ارزش خود را به کارفرما نشان بدهید و او را قانع کنید

که برای سازمان بیش از حقوقی که میگیرید ارزش میآفرینید. خیلی بیشتر از لباسی که میپوشید، کارهایی که کردهاید یا برنامههایی که در سر دارید،

نحوه صحبت کردن شما به چشم میآید.

در بیشتر مشاغل مهارت حرفهای سخنوری جایگاه بسیار مهمی دارد. کارمندی که میتواند ایدههایش را به طور روشن و شفاف به دیگران منتقل کند،

میتواند به بهبود ارتباطات داخلی و افزایش بهرهوری کمک کند. توجه کنید که پرحرفی و بلبلزبانی الزاما نشانه مهارت سخنوری نیست. یکی از

مهارتهای سخنگفتن این است که بتوانیم ایدههای پیچیده را به زبانی ساده و داستانهای طولانی را به حفظ تمام جزئیات مهم به شکلی مختصر و مفید

تبیین کنیم.

شماره ۲- مهارت کار در گروه

آدمهایی هستند که تواناییهای فردی بالایی دارند، نابغه هستند، باانگیزه و سختکوشاند، اما برای نشان دادن نبوغ خود بهتنهایی و انزوا نیاز دارند. معمولا

این آدمها نمیتوانند در یک سازمان جایگاه خود را پیدا کنند و همراه و همپای دیگران بهسوی هدفی واحد حرکت کنند.

در بیشتر مصاحبههای کاری بیش از یک نفر در مقابل شما مینشیند. حتی در یک جمع سه نفره میشود گروه تشکیل داد. یک مدیر منابع انسانی خبره به

رفتار شما توجه میکند. او سعی میکند بفهمد که شما چطور انرژی خود را بین اعضای حاضر در جمع توزیع میکنید. آیا نفر سوم را بهطور کامل نادیده

میگیرید و فقط به سوالهای او پاسخ میدهید، یا اگر یکی از حضار سوالی کرد، سعی میکنید دیگران را هم در این گفتوگو دخیل کنید.

شماره ۳- مهارت کسبوکار

شرکتی که میخواهد شما را استخدام کند، درگیر نوعی کسبوکار است. ممکن است این شرکت یک واحد صنعتی کوچک باشد یا

یک سازمان خدماتی بزرگ. بههرحال آنها با ارائه کالا یا خدمات کسب درآمد میکنند. طبیعی است که فارغالتحصیلان هنر، مهندسی، علوم پزشکی یا

حقوق بهاندازه کسانی که در رشته MBA تحصیل کردهاند از کسبوکار سر در نیاورند. بااینوجود داشتن اطلاعاتی کلی میتواند به کمک شما بیاید.

خودتان را بگذارید جای کارفرما. میخواهید بین دو طراح گرافیک خوب و بااستعداد یکی را انتخاب کنید. یکی از این دو طراح فضای کسبوکار را میشناسد، در

مورد رقابت تجاری اطلاعات دارد و با برخی از مهارتهای مدیریتی آشنا است. البته این حرف را میشود در مورد هر مهارت دیگری هم زد. مثلا شاید بین دو

گزینه مشابه، کسی که خوشلباستر است بیشتر به چشم بیاید. اما در بین تمام مهارتهای حرفهای، اطلاع از کسبوکار بیشتر میتواند به سودآوری

مجموعه کمک کند.

شماره ۴- مهارت تحلیل و توانایی حل مسئله

در زمانهای قدیم کارمند خوب کارمندی مطیع و فرمانبردار بود که وظایف خود را بیچونوچرا اجرا میکرد. مثلا در یک کارخانه تولید خودرو، کارمندی خوب بود

که مثل ربات به بستن پیچومهره مشغول شود و با هیچکس حرف نزند. اما فضای کسبوکار امروز خیلی متفاوت است. مشاغل امروز با مسائل مختلف مواجه

هستند و کارمندهایی که میتوانند مسائل را تحلیل کنند و برای آنها راهحلهایی معقول بیابند، مفیدتر هستند.

مهم نیست شما به دنبال چه شغلی باشید، در هر موقعیتی هستند کارمندهایی که با چشم تحلیل و انتقاد به مسائل نگاه میکنند. مثلا در مورد دو طراح

گرافیک، یکی رنگ آبی را بیشتر دوست دارد، دیگری توضیح میدهد که چرا رنگ آبی میتواند منجر به آرامش و اعتماد بیشتر در مشتریها بشود و برای

ادعای خود تحلیلهایی روانشناختی دارد. طبیعتا توانایی تحلیل میتواند بیشتر از سلیقه شخصی به چشم بیاید.

شماره ۵- انگیزه و انگیزهبخشی

بیشتر بنگاههای اقتصادی سالم و پویا، تمایل به پیشرفت مداوم دارند. برای این رسیدن به این هدف و نیز جهت غلبه بر مشکلات بیشمار عملیاتی، داشتن

روحیه و انگیزه بالا اهمیت زیادی دارد. اگر کارفرما احساس کند شما فقط به دنبال فروختن زمان و گرفتن دستمزد هستید و برای پیشرفت خود و سازمان

انگیزهای ندارید، شانس شما کم میشود.

در مقابل کارمندی باانگیزه که اهداف بلندی در سر دارد و میتواند این روحیه را به دیگران هم منتقل کند، خیلی ارزشمند است. چنین فردی کمتر سعی

میکند ثانیهها را بکشد و تمام تلاشش را میکند که از زمان خود به بهترین شکل استفاده کند. این کارمند میکوشد زمان بخرد تا بتواند کارهایی بهتر و

بزرگتر انجام دهد.

شماره ۶- نتیجهگرایی

داشتن ایدههای بلندپروازانه و رویاهای بزرگ خوب است. اما پاهای یک کارمند ایدهآل باید روی زمین باشد. اگر فقط از طرحهایی حرف بزنید که در سر دارید،

تضمینی وجود ندارد که در محیط کار جدید بتوانید این رویاها را محقق کنید.

تصور کنید کارمندی برای مصاحبه پیش شما میآید و از طرحی رویایی و جذاب حرف میزند، که البته بعید به نظر میرسد کسی از عهده اجرای آن بربیاید. اما

این فرد عکسها و تصاویری را از اجرای کامل پروژه به شما نشان میدهد. این فرد همان کسی است که میتواند تخیلات خود را به خروجیهای ملموس و

قابلفروش تبدیل کند. برای همین لازم است در هنگام مصاحبه به تعدادی از پروژههای کامل و به ثمر نشسته خود صحبت کنید.

شماره ۷- مهارت نوشتن

گفتوگو تنها راه انتقال مفاهیم نیست. هستند آدمهای خوشصحبتی که نمیتوانند چند خط بنویسند. ممکن است کارفرما از شما بخواهد در یک صفحه

وضعیت خود را شرح دهید و بگویید که چرا دوست دارید در این موقعیت شغلی قرار بگیرید. حتی ممکن است بخواهند که نامه را با خودکار بنویسید و آن را

تایپ نکنید.

با همین یک صفحه میشود چیزهای زیادی در مورد شما فهمید. از انتخاب کاغذ و نحوه تا زدن آن گرفته تا تمیزی نوشته، دستخط، تواناییهای نگارشی و

مهارت انتقال پیام از طریق نوشته ازجمله مواردی است که در این کاورلتر به چشم میآید.

حتی اگر از شما مقاله یا کاورلتر نخواستند، اگر مقالهای نوشتهاید که در نشریهای منتشر شده است، بد نیست به آن اشاره کنید. میتوانید یک کپی از

نوشته خود را به مصاحبهکننده بدهید یا لینک مقاله را در اختیارشان بگذارید. هرقدر نشریه مشهورتر و معتبرتر باشد بهتر است.

شماره ۸- نظم و انضباط

هیچچیز بدتر و آزاردهندهتر از یک کارمند بینظم نیست. در جایگاه یک مدیر ممکن است فرایندی را تعریف کنید که در آن دهها نفر مشارکت داشته باشند.

اگر هرکدام از کارمندها فقط اندکی بینظمی کنند، بر روی یکدیگر تاثیر میگذارند و خروجی بیاندازه مغشوش خواهد شد.

کسی که دیرتر از زمان مقرر به محل مصاحبه میرسد، سرووضع نامرتبی دارد، مدارکش کثیف هستند، دستخطش بد است و حتی در زمان مصاحبه روی

میز را شلوغ و بههمریخته میکند، میتواند دردسرهای زیادی درست کند. خیلی بعید است کسی که در روز مصاحبه تا این حد بینظم است، بعدها از خود

رفتار قاعدهمند نشان دهد. مهم است که به کارفرما نشان دهید که آدمی منظم هستید که میتواند برای کارهایش برنامهریزی کند.

شماره ۹- انعطافپذیری

شاید در روز اول که برای مصاحبه میروید در مقابل شما گزینههای مختلفی بگذارند. مثلا هرروز یک ساعت بیشتر بمانید و در مقابل پنجشنبهها تعطیل

باشید. یا وظیفه بخشی دیگر را برعهده بگیرید. بهخصوص زمانی که گزینهها کاملا همارزش و هموزن هستند، شاید مصاحبهکننده قصد دارد مقدار

انعطافپذیری شما را محک بزند.

بهخصوص که در شرایط کار همیشه اتفاقهایی میافتد که کارمندان باید خود را با شرایط جدید وفق بدهند. کسی که انعطافپذیر نباشد فقط در شرایط کاملا

باثبات بازدهی خوبی دارد. و شرایط کاملا باثبات هرگز محقق نمیشود.

البته منظور این نیست که در مقابل تمام پیشنهادهای آنها کرنش کنید و هر چیزی را بیچونوچرا بپذیرید. بلکه لازم است از خود درجهای از انعطافپذیری را

نشان بدهید. همینکه بدانند قواعد شما کاملا صلب و سخت و غیرقابلتغییر نیستند، کافی است.

شماره ۱۰- مدیریت زمان

مدیریت زمان یکی از مهمترین تواناهای حرفهای است که هر فرد میتواند داشته باشد. شما در حدود ۸ ساعت در محیط کار حاضر خواهید بود و لازم است

بتوانید این هشت ساعت را به بهترین شکل مدیریت کنید. در این مدت باید وظایف مشخصی را انجام بدهید و بتوانید برای وظایف انجامنشده برنامهریزی کنید.

برای مصاحبهکننده بررسی این مهارت بسیار ساده است. وقت جلسه مصاحبه هم محدود است و شما باید بتوانید از این زمان به بهترین شکل ممکن

استفاده کنید. پس در طول مدت مصاحبه حواستان به زمان باشد. بهخصوص که اگر جلسه شما بیش از یک ساعت طول بکشد، ممکن است در طرف مقابل

احساس خستگی و ملال به وجود بیاید. سعی کنید در کوتاهترین زمان ممکن بیشترین اطلاعات را منتقل کنید و فقط در صورتی به حرف زدن ادامه بدهید که از

شما خواستهاند.

مهارتهای حرفهای دیگر

همانطور که گفتیم ممکن است یک شرکت بر روی مهارتهای خاص دیگری تمرکز کند یا شاید توانایی شما در زمینه دیگر خیلی چشمگیر باشد. همینکه

مهارتهای خود را بشناسید، بر تواناییها و ضعفهای خود واقف باشید و بتوانید آنها را برای دیگران توضیح دهید، یک مهارت حرفهای است. اعتمادبهنفس،

کنترل استرس، مهارت در مذاکره، هوشمندی، تسلط بر زبانهای خارجی، داشتن سرگرمیهای جالب و مفید، داشتن آثار منتشرشده، تجربه کار و زندگی در

خارج از کشور و مهارت یادگیری سریع و موثر میتواند برای شما مزیت بهحساب بیاید.

توجه کنید تمام این حرفها با فرض این است که شما شرکت دلخواه خود را یافتهاید. شرکتی که مدیران معقول دارد که به رشد سازمان، حمایت از کارمندان،

پشتیبانی از سهامداران و هواداری از مشتریها فکر میکنند. چنین مدیرانی تواناییهای شما را تشخیص میدهند و برای آنها ارزش قایل هستند.

ازآنجاییکه تعداد این شرکتها آنقدرها زیاد نیست، مهم است که قبل از پیداکردن یک موقعیت رویایی، با تقویت مهارتهای حرفهای، شانس موفقیت خود را

بالا ببرید.

 

 


٠٩:١٣ - شنبه ١٨ آذر ١٣٩٦    /    عدد : ٥٣٢٠٢٣    /    تعداد نمایش : ٧٤


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج